معرفی پروتکل های مسیریابی 🌐 ( راهنمای جامع شبکه، دیتاسنتر و سرور )
وقتی شما در مرورگر خود آدرس یک سایت را تایپ می کنید و کلید اینتر را می زنید، بسته های اطلاعاتی ( Data Packets ) از مودم خانگی شما خارج شده و در کسری از ثانیه از میان ده ها روتر، سوئیچ و دیتاسنتر در شهرها و کشورهای مختلف عبور می کنند تا به سرور مقصد برسند. اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که یک روتر در میان میلیون ها مسیر ممکن در اینترنت، چگونه تشخیص می دهد که کدام کابل فیبر نوری سریع ترین، امن ترین و کم ترافیک ترین مسیر برای رساندن درخواست شما به سرور است؟ پاسخ این سوال در قلب مهندسی شبکه نهفته است: پروتکل های مسیریابی ( Routing Protocols ).
چه یک مدیر سرور باشید که می خواهد دلیل بالا رفتن پینگ ( Ping ) و پکت لاس ( Packet Loss ) سرور مجازی خود را کشف کند، و چه یک متخصص شبکه که قصد طراحی توپولوژی یک دیتاسنتر را دارد، شناخت دقیق مکانیزم مسیریابی برای شما حیاتی است. در این مستند جامع و تجربی از مگ نگارنوین، قصد داریم به طور کامل به معرفی پروتکل های مسیریابی بپردازیم، تفاوت الگوریتم های داخلی و خارجی ( IGP و EGP ) را کالبدشکافی کنیم و در انتها به صورت گام به گام نحوه بررسی جدول مسیریابی در سرورهای لینوکسی را آموزش دهیم.
مسیریابی ( Routing ) چیست و چرا پروتکل های مسیریابی به وجود آمدند؟ 🧠
در شبکه های کامپیوتری، به فرآیند انتخاب بهترین مسیر برای ارسال ترافیک از یک شبکه مبدا به یک شبکه مقصد، مسیریابی یا روتینگ ( Routing ) می گویند. دستگاهی که این وظیفه سنگین را در لایه سوم مدل OSI ( یعنی لایه شبکه یا Network Layer ) انجام می دهد، روتر ( Router ) یا سوئیچ لایه سه نام دارد.
هر روتر در حافظه خود جدولی به نام جدول مسیریابی ( Routing Table ) دارد که دقیقا مثل یک نقشه راه عمل می کند. این نقشه به روتر می گوید که برای رسیدن به یک رنج آی پی خاص ( مثلا 185.143.232.0/24 ) باید بسته را از کدام پورت خروجی ( Interface ) و به سمت کدام روتر همسایه ( Next Hop ) پرتاب کند. پر کردن و به روز نگه داشتن این جدول به دو روش انجام می شود:
۱. مسیریابی ایستا یا دستی ( Static Routing )
در این روش، مدیر شبکه شخصا پشت کنسول روتر یا سرور می نشیند و مسیرها را به صورت دستی خط به خط وارد می کند. مسیریابی استاتیک هیچ سرباری روی پردازنده ( CPU ) روتر ندارد و امنیت آن بسیار بالاست، اما یک نقطه ضعف بزرگ دارد: عدم مقیاس پذیری و نبود تحمل خطا! اگر در یک شبکه با ۵۰ روتر، یکی از لینک های ارتباطی قطع شود، روتر متوجه جایگزین شدن مسیر جدید نمی شود و مدیر شبکه باید دستی تمام جداول را ویرایش کند.
۲. مسیریابی پویا یا خودکار ( Dynamic Routing )
اینجاست که پروتکل های مسیریابی وارد میدان می شوند! پروتکل مسیریابی در واقع زبان مشترکی است که روترها با استفاده از آن با یکدیگر صحبت می کنند، وضعیت سلامت لینک ها را به هم اطلاع می دهند و به صورت کاملا خودکار بهترین مسیر را محاسبه می کنند. اگر یک فیبر نوری در مسیر قطع شود، پروتکل مسیریابی در کمتر از چند میلی ثانیه مسیر جایگزین را پیدا کرده و ترافیک را بدون قطعی از مسیر جدید عبور می دهد ( فرآیند همگرایی یا Convergence ).
دسته بندی اصلی پروتکل های مسیریابی: IGP در برابر EGP 🏛️
قبل از اینکه سراغ نام پروتکل ها برویم، باید با یک مفهوم بنیادی در زیرساخت اینترنت به نام سیستم مستقل یا AS ( مخفف Autonomous System ) آشنا شویم. اینترنت جهانی در واقع از به هم پیوستن هزاران شبکه بزرگ مستقل ( مثل دیتاسنترها، شرکت های مخابراتی و ISP ها ) تشکیل شده است که به هر کدام از آن ها یک شماره شناسایی منحصر به فرد به نام ASN اختصاص داده می شود.
بر اساس اینکه مسیریابی در داخل یکی از این سازمان ها انجام می شود یا در بین سازمان های مختلف، پروتکل ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
- 📌 پروتکل های دروازه داخلی ( IGP – Interior Gateway Protocols ): این پروتکل ها برای مسیریابی در داخل یک سیستم مستقل ( داخل یک شرکت، سازمان یا یک دیتاسنتر واحد ) استفاده می شوند. تمرکز اصلی آن ها بر سرعت بالای همگرایی و پیدا کردن سریع ترین مسیر بر اساس پهنای باند و تاخیر است. پروتکل های OSPF، EIGRP، RIP و IS-IS در این خانواده قرار دارند.
- 📌 پروتکل های دروازه خارجی ( EGP – Exterior Gateway Protocols ): این پروتکل ها برای مسیریابی بین سیستم های مستقل مختلف ( اتصال دیتاسنترها و سرویس دهنده های اینترنت در سطح جهان به یکدیگر ) طراحی شده اند. در حال حاضر تنها پروتکل استاندارد و پادشاه این حوزه که کل اینترنت جهان بر روی شانه های آن قرار دارد، پروتکل BGP است.

آشنایی با الگوریتم های تصمیم گیری در پروتکل های مسیریابی ⚙️
پروتکل های داخلی و خارجی برای اینکه بفهمند کدام مسیر بهتر است، از ۳ منطق یا الگوریتم ریاضی متفاوت استفاده می کنند که درک آن ها دید فنی شما را به شدت ارتقا می دهد:
- الگوریتم بردار فاصله ( Distance Vector ): روترهایی که از این روش استفاده می کنند ( مثل RIP )، دید کاملی از کل نقشه شبکه ندارند و فقط بر اساس “تابلوهای راهنما” و گفته های روتر همسایه خود تصمیم می گیرند. معیار آن ها معمولا تعداد گام ها ( Hop Count ) یعنی تعداد روترهای بین مبدا و مقصد است.
- الگوریتم وضعیت لینک ( Link State ): روترهای مبتنی بر این روش ( مثل OSPF و IS-IS ) بسیار هوشمندتر هستند. هر روتر یک نقشه کامل و دقیق ( مثل نقشه ماهواره ای GPS ) از کل توپولوژی شبکه در حافظه خود می سازد و بر اساس سرعت لینک ها ( Cost )، به صورت مستقل کوتاه ترین مسیر را محاسبه می کند.
- الگوریتم بردار مسیر ( Path Vector ): این روش اختصاصا در پروتکل BGP استفاده می شود. در این الگوریتم، به جای بررسی سرعت کابل ها، به سیاست ها ( Policies )، قوانین تجاری بین دیتاسنترها و لیست سیستم های مستقلی که بسته باید از آن ها عبور کند ( AS Path ) توجه می شود.
معرفی کامل ۵ پروتکل مسیریابی استاندارد در دنیای شبکه 🚀
حالا که ساختار پایه را شناختیم، بیایید مهم ترین پروتکل های مسیریابی که در تجهیزات سیسکو ( Cisco )، میکروتیک ( MikroTik )، جونیپر و سرورهای لینوکسی استفاده می شوند را به صورت دقیق بررسی کنیم:
۱. پروتکل RIP ( مخفف Routing Information Protocol )
پروتکل RIP یکی از قدیمی ترین پروتکل های مسیریابی از نوع Distance Vector است. این پروتکل برای انتخاب بهترین مسیر فقط به یک چیز نگاه می کند: تعداد روترهای میانی ( Hop Count ). از نظر RIP، مسیری که از ۲ روتر با کابل های قدیمی و کند ۱۰ مگابیتی رد می شود، بهتر از مسیری است که از ۳ روتر با فیبر نوری ۱۰ گیگابیتی عبور می کند!
- محدودیت بزرگ: حداکثر تعداد گام در RIP عدد 15 است. اگر مقصدی در فاصله ۱۶ روتری قرار داشته باشد، از نظر RIP آن شبکه غیرقابل دسترس ( Unreachable ) محسوب می شود تا از ایجاد حلقه های بی نهایت ( Routing Loops ) جلوگیری شود.
- نسخه ها: نسخه اول ( RIPv1 ) از ساب نت مسک های متغیر ( VLSM ) پشتیبانی نمی کرد، اما در نسخه دوم ( RIPv2 ) و نسخه مخصوص IPv6 ( یعنی RIPng ) این مشکل برطرف شد. امروزه از این پروتکل فقط در شبکه های بسیار کوچک یا محیط های آموزشی استفاده می شود.
۲. پروتکل OSPF ( مخفف Open Shortest Path First )
بدون شک OSPF محبوب ترین و پرکاربردترین پروتکل مسیریابی داخلی ( IGP ) در شبکه های سازمانی و دیتاسنترها است. این پروتکل از نوع Link State بوده و چون کاملا استاندارد و متن باز ( Open Standard ) است، روی تمام برندهای تجهیزات شبکه از سیسکو گرفته تا میکروتیک و لینوکس بدون هیچ محدودیتی اجرا می شود.
- نحوه محاسبه مسیر: پروتکل OSPF از الگوریتم مشهور دایکسترا ( Dijkstra / SPF ) استفاده می کند. معیار انتخاب مسیر در آن هزینه ( Cost ) است که مستقیما بر اساس پهنای باند ( Bandwidth ) لینک محاسبه می شود؛ هرچه سرعت لینک بالاتر باشد، هزینه آن کمتر و اولویت انتخاب آن بیشتر است.
- معماری ناحیه بندی ( Areas ): برای اینکه در شبکه های غول پیکر، جدول مسیریابی بیش از حد سنگین نشود، OSPF شبکه را به نواحی مختلف ( Area ) تقسیم می کند که تمام آن ها باید به ناحیه ستون فقرات شبکه یعنی Area 0 ( Backbone Area ) متصل شوند.
۳. پروتکل EIGRP ( مخفف Enhanced Interior Gateway Routing Protocol )
این پروتکل توسط شرکت قدرتمند سیسکو ( Cisco ) طراحی شده و به عنوان یک پروتکل پیشرفته Distance Vector ( یا اصطلاحا Hybrid ) شناخته می شود. هرچند سیسکو در سال ۲۰۱۳ بخش هایی از آن را به صورت استاندارد باز منتشر کرد، اما هنوز هم بهترین کارایی را در شبکه هایی دارد که تمام روترهای آن از برند سیسکو هستند.
- سرعت همگرایی فوق العاده ( الگوریتم DUAL ): بزرگ ترین برگ برنده EIGRP استفاده از الگوریتم DUAL است. این الگوریتم علاوه بر بهترین مسیر ( Successor )، همیشه یک مسیر جایگزین بدون حلقه ( Feasible Successor ) را نیز از قبل در جدول توپولوژی خود آماده نگه می دارد. اگر لینک اصلی قطع شود، سوییچ کردن روی مسیر دوم تقریبا در صفر ثانیه ( آنی ) انجام می شود!
- متریک ترکیبی هوشمند: برخلاف پروتکل های دیگر، EIGRP برای انتخاب مسیر می تواند ترکیبی از پهنای باند ( Bandwidth )، تاخیر خط ( Delay )، بار ترافیکی ( Load ) و قابلیت اطمینان ( Reliability ) را محاسبه کند.
۴. پروتکل IS-IS ( مخفف Intermediate System to Intermediate System )
پروتکل IS-IS درست مانند OSPF یک پروتکل مبتنی بر Link State است و از همان الگوریتم دایکسترا استفاده می کند، اما معماری درونی آن کمی متفاوت است. این پروتکل مستقیما روی لایه دوم ( Data Link ) کار می کند و وابستگی مستقیمی به پروتکل IP ندارد.
شاید نام IS-IS را در شرکت های کوچک کمتر بشنوید، اما به دلیل مقیاس پذیری بی نظیر و پایداری فوق العاده در مدیریت ده ها هزار روتر، این پروتکل ستون فقرات اصلی در شبکه های سرویس دهنده های بزرگ اینترنت ( ISP ها )، مخابرات و شبکه های MPLS در سراسر جهان است.
۵. پروتکل BGP ( مخفف Border Gateway Protocol ) – پادشاه اینترنت!
اگر تمام پروتکل های بالا را فرماندهان داخلی یک کشور فرض کنیم، پروتکل BGP وزارت امور خارجه و سیستم دیپلماسی کل سیاره زمین است! BGP تنها پروتکل استاندارد EGP در جهان است که شبکه های مستقل ( AS )، دیتاسنترها و غول های فناوری ( مثل گوگل، کلودفلر و متا ) را به یکدیگر متصل می کند.
- نحوه کارکرد: پروتکل BGP روی پورت TCP 179 کار می کند و برایش مهم نیست کدام مسیر ۱۰ مگابیت سریع تر است؛ بلکه بر اساس ویژگی های مسیر ( Path Attributes ) مثل طول مسیر سیستم های مستقل ( AS-Path )، اولویت محلی ( Local Preference )، وزن ( Weight ) و توافقات مالی بین شرکت های مخابراتی تصمیم گیری می کند.
- نقش حیاتی در دیتاسنتر و Anycast: تکنولوژی های پیشرفته ای مثل IP Anycast ( که در آن یک آی پی واحد در چندین کشور مختلف به صورت همزمان تبلیغ یا Advertise می شود تا کاربر به نزدیک ترین سرور وصل شود ) و همچنین سیستم های دفع حملات DDoS در لایه شبکه ( BGP Blackholing )، همگی به لطف پروتکل BGP امکان پذیر هستند.
مفهوم متریک ( Metric ) و فاصله مدیریتی ( Administrative Distance ) چیست؟ 📊
یکی از سوالات بسیار مهمی که در مصاحبه های استخدامی مهندسی شبکه و عیب یابی های دیتاسنتر مطرح می شود این است: “اگر روی یک روتر به صورت همزمان هم پروتکل OSPF و هم پروتکل EIGRP فعال باشند و هر دو یک مسیر متفاوت برای رسیدن به سرور مقصد پیشنهاد دهند، روتر به حرف کدام پروتکل گوش می دهد؟”
برای درک این موضوع باید تفاوت دو معیار حیاتی را بدانید:
- متریک ( Metric ): معیاری است که درون یک پروتکل واحد برای مقایسه دو مسیر استفاده می شود. مثلا اگر OSPF دو مسیر برای رسیدن به سرور شما پیدا کند، مسیری که Cost کمتری دارد را انتخاب می کند.
- فاصله مدیریتی ( Administrative Distance یا به اختصار AD ): عددی بین ۰ تا ۲۵۵ است که میزان اعتبار و قابل اعتماد بودن خود پروتکل را نزد روتر مشخص می کند. هرچقدر عدد AD کوچک تر باشد، آن پروتکل معتبرتر است و حرفش اولویت دارد!
در جدول مرجع زیر، مقایسه کامل پروتکل های مسیریابی به همراه مقدار پیش فرض AD و نوع متریک آن ها را مشاهده می کنید:
| نام پروتکل / روش مسیریابی | دسته بندی | نوع الگوریتم | معیار سنجش ( Metric ) | فاصله مدیریتی ( AD ) |
|---|---|---|---|---|
| مستقیم ( Directly Connected ) | محلی | اتصال مستقیم کابلی | ندارد ( مستقیم ) | 0 ( بالاترین اعتبار ) |
| مسیریابی دستی ( Static Route ) | ایستا | تنظیم توسط ادمین | ندارد | 1 |
| پروتکل eBGP ( خارجی ) | EGP | Path Vector | Path Attributes / AS-Path | 20 |
| پروتکل EIGRP ( داخلی ) | IGP | Advanced Distance Vector | ترکیبی ( پهنای باند + تاخیر ) | 90 |
| پروتکل OSPF | IGP | Link State | Cost ( پهنای باند ) | 110 |
| پروتکل IS-IS | IGP | Link State | Cost | 115 |
| پروتکل RIP | IGP | Distance Vector | Hop Count ( حداکثر ۱۵ گام ) | 120 |
| پروتکل iBGP ( داخلی ) | EGP | Path Vector | Path Attributes | 200 |
آموزش گام به گام: بررسی جدول مسیریابی و عیب یابی مسیر در سرور لینوکس 💻
به عنوان کسی که یک سرور مجازی ( VPS ) یا سرور اختصاصی لینوکس دارد، دانش پروتکل های مسیریابی زمانی به کارتان می آید که بخواهید وضعیت شبکه سرور خود را در محیط SSH بررسی کنید. هر سرور لینوکسی ( مثل AlmaLinux یا Ubuntu ) در درون کرنل خود یک جدول مسیریابی فعال دارد.
گام اول: مشاهده جدول مسیریابی سرور با دستور ip route
در نسخه های جدید لینوکس، دستور قدیمی route -n منسوخ شده و جای خود را به ابزار قدرتمند iproute2 داده است. برای دیدن اینکه سرور شما ترافیک اینترنت را به کدام دروازه پیش فرض ( Default Gateway ) می فرستد، وارد محیط SSH شوید و دستور زیر را اجرا کنید:
ip route show خروجی این دستور شبیه به کد زیر خواهد بود:
default via 185.143.232.1 dev eth0 proto static metric 100
185.143.232.0/24 dev eth0 proto kernel scope link src 185.143.232.45 metric 100 خط اول که با کلمه default via شروع می شود، حیاتی ترین خط شبکه سرور شماست! این خط نشان می دهد که سرور شما تمام بسته های خروجی به سمت اینترنت را تحویل روتر دیتاسنتر با آی پی 185.143.232.1 از طریق کارت شبکه eth0 می دهد.
گام دوم: پیدا کردن مسیر حرکت بسته برای یک آی پی خاص
اگر روی سرور خود چندین کارت شبکه یا تونل های ارتباطی مختلف دارید و می خواهید بدانید کرنل لینوکس برای رسیدن به دی ان اس گوگل ( 8.8.8.8 ) دقیقا کدام مسیر و کدام کارت شبکه را انتخاب می کند، از دستور زیر استفاده کنید:
ip route get 8.8.8.8 گام سوم: ردیابی زنده روترهای مسیر با ابزار MTR و Traceroute
گاهی اوقات مشتریان سایت شما گزارش می دهند که سایت با اینترنت یک اپراتور خاص کند باز می شود. برای اینکه بفهمید در کدام گام ( Hop ) از مسیر مسیریابی BGP بین دیتاسنتر و کاربر اختلال یا پکت لاس وجود دارد، دستور زیر را در ترمینال لینوکس وارد کنید:
# نصب ابزار mtr و traceroute در آلما لینوکس
yum install mtr traceroute -y
# اجرای تست زنده مسیر و بررسی پکت لاس در هر روتر
mtr -rw 8.8.8.8 در تصویر واقعی زیر که از محیط ترمینال لینوکس تهیه شده است، نحوه اجرای دستورات بررسی جدول مسیریابی و ردیابی گام های شبکه را مشاهده می کنید:

💡 نکته حرفه ای برای مدیران سرور: اگر قصد دارید خودتان یک سرور لینوکس ( مانند AlmaLinux ) را به یک روتر تمام عیار تبدیل کنید که از پروتکل های پویایی مثل BGP و OSPF پشتیبانی کند، می توانید از نرم افزارهای متن باز و فوق حرفه ای FRRouting ( FRR ) یا BIRD Internet Routing Daemon روی لینوکس استفاده نمایید.
نقش مسیریابی هوشمند BGP در سرعت سرورها و هاستینگ نگارنوین 🚀
شاید بپرسید: “این پروتکل های مسیریابی چه تاثیری روی سئو، سرعت لود سایت وردپرسی من و تجربه کاربری مشتریانم دارند؟” پاسخ در زمان پاسخگویی سرور ( TTFB ) و پینگ تایم است! اگر دیتاسنتری که هاست شما در آن قرار دارد، فقط به یک شرکت مخابراتی ( Upstream ) متصل باشد و از مسیریابی بهینه BGP استفاده نکند، ترافیک کاربران ایرانی برای رسیدن به سایت شما باید چندین کشور اضافه را دور بزند که نتیجه آن کندی شدید در باز شدن صفحات است.
ما در نگارنوین، زیرساخت سرورهای خود را در دیتاسنترهای تراز اول با معماری شبکه Multi-homed BGP مستقر کرده ایم. این یعنی روترهای لبه شبکه دیتاسنتر به طور همزمان به چندین شاهراه ارتباطی مختلف متصل هستند و با مانیتورینگ لحظه ای مسیرها، همیشه کوتاه ترین و خلوت ترین مسیر فیبر نوری را برای رساندن ترافیک به بازدیدکنندگان سایت شما انتخاب می کنند.
وقتی این مسیریابی شبکه بی نقص با معماری نرم افزاری سرورهای نگارنوین یعنی سیستم عامل پایدار آلما لینوکس ( AlmaLinux )، کنترل پنل محبوب cPanel، وب سرور فوق سریع لایت اسپید ( LiteSpeed )، پردازشگر مدرن PHP 8.4 و دیوار آتشین هوشمند Imunify360 ترکیب می شود، نتیجه آن سرعت بارگذاری خیره کننده در وردپرس ۷.۱ و آپتایم نزدیک به ۱۰۰ درصد برای کسب و کار اینترنتی شما خواهد بود.
سوالات متداول درباره پروتکل های مسیریابی شبکه ( FAQ ) 💡
۱. تفاوت اصلی بین Routed Protocol و Routing Protocol چیست؟
این دو عبارت بسیار شبیه هم هستند اما کاربردشان کاملا متفاوت است! پروتکل مسیریابی ( Routing Protocol ) مثل OSPF و BGP، پروتکلی است که فقط بین روترها برای ساختن و به روزرسانی نقشه راه استفاده می شود. اما پروتکل مسیر دهی شده ( Routed Protocol ) مثل IPv4 و IPv6، در واقع خود کامیون حامل اطلاعات کاربر ( مثل وب، ایمیل و فایل ) است که بر اساس آن نقشه، در طول شبکه سفر می کند.
۲. در یک شبکه سازمانی بزرگ، استفاده از OSPF بهتر است یا EIGRP؟
اگر تمام روترها و سوئیچ های لایه سه سازمان شما از برند سیسکو ( Cisco ) هستند، پروتکل EIGRP به دلیل پیکربندی ساده تر و سرعت همگرایی آنی با الگوریتم DUAL گزینه ای عالی است. اما اگر در شبکه خود ترکیبی از تجهیزات سیسکو، میکروتیک، جونیپر و سرورهای لینوکسی دارید، قطعا باید از OSPF استفاده کنید چون یک استاندارد جهانی و مستقل از برند است.
۳. چرا برای اتصال کل اینترنت از پروتکل سریعی مثل OSPF به جای BGP استفاده نمی شود؟
پروتکل OSPF نیازمند این است که تمام روترها از وضعیت دقیق تک تک لینک های کل شبکه باخبر باشند. جدول مسیریابی اینترنت جهانی امروزه بیش از ۱ میلیون رنج آی پی ( Prefix ) دارد! اگر قرار بود با قطع شدن یک کابل در برزیل، تمام روترهای جهان در ایران و اروپا الگوریتم دایکسترا را دوباره محاسبه کنند، پردازنده تمام روترهای دنیا قفل می کرد. علاوه بر این، OSPF فاقد ابزارهای اعمال سیاست های تجاری و امنیتی بین شرکت های مستقل است؛ کاری که فقط BGP از پس آن برمی آید.
۴. همگرایی ( Convergence ) در پروتکل های مسیریابی به چه معناست؟
به مدت زمانی که طول می کشد تا پس از رخ دادن یک تغییر در شبکه ( مثلا قطع شدن یک لینک یا اضافه شدن یک روتر جدید )، تمام روترهای شبکه از این تغییر باخبر شوند و جدول مسیریابی خود را به روز کنند تا به یک دید یکسان برسند، زمان همگرایی یا Convergence Time می گویند. در پروتکل های مدرن مثل EIGRP و OSPF این زمان کمتر از یک ثانیه است، اما در پروتکل قدیمی RIP ممکن است چند دقیقه طول بکشد.
جمع بندی و منبع
در این مقاله جامع تلاش کردیم به زبانی ساده اما کاملا تخصصی به معرفی پروتکل های مسیریابی بپردازیم. دیدیم که چگونه پروتکل های داخلی ( IGP ) مثل OSPF و EIGRP وظیفه هدایت پرسرعت بسته ها را در درون شبکه های سازمانی و دیتاسنترها بر عهده دارند و در مقابل، پروتکل خارجی BGP به عنوان ستون فقرات اینترنت، شبکه های مستقل سراسر جهان را به هم پیوند می دهد. همچنین یاد گرفتیم که چگونه با معیار فاصله مدیریتی ( AD ) اولویت پروتکل ها را تشخیص دهیم و با دستورات خط فرمان لینوکس، وضعیت روتینگ سرور خود را عیب یابی کنیم.
شما در شبکه شرکت یا پروژه های سروری خود بیشتر با کدام پروتکل مسیریابی سر و کار داشته اید؟ اگر در تحلیل خروجی دستور mtr یا تنظیم روت های استاتیک در سرور لینوکس خود با چالشی مواجه هستید، سوال خود را در بخش نظرات همین مقاله بنویسید تا مهندسان شبکه نگارنوین به صورت دقیق شما را راهنمایی کنند.
منبع آموزشی: نگارنوین ( negarnovin.com )
معرفی پروتکل های مسیریابی — نگارنوین (https://negarnovin.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%aa%da%a9%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c/)، آخرین بهروزرسانی 2026-10-18